خاطرات يك دوست از قشم

سفر به قشم و بندرعباس

سفر دو شب و سه روزه ما از صبح روز چهارشنبه شروع شد و ما ساعت ۵/۸ صبح جزیره قشم بوديم و هوا به شدت گرم و شرجي بود و يه جورايي در وهله اول تو ذوقم خورد آخه من همش با كيش مقايسه ميكردم بعد ۴۵ دقيقه هم تا هتل راه بود.جزیره قشم خيلي نسبت به كيش بزرگتره خلاصه بعد از اينكه رسيديم يه استراحت يك ربعي كرديم و راه افتاديم رفتيم بيرون گفتيم بريم بازاراش كه با اجازتون ۴ تا پاساژ داشت كه توي اونا هم فقط يكيش به اسم ستاره مثل ميلاد نور بود از بقيه بهتر بود كه اونم همه جنسهاي چيني و اكثر مغازه ها لباس فروشي وكيف و كفش بودن من اولش چند تا قيمت گرفتم گفتم چقدر ارزونه اما وقتي رفتم از جلو جنسشون رو لمس كردم اكثرشون پلاستيكي بود و گرم ولي مردم مثل چي مي خريدن خيلي برام جالب بود .

تا ظهر گشتيم بعدش هم نهار رو بيرون خورديم و رفتيم هتل و تا ساعت ۵ خوابيديم آخه ديشبش خونه پدرشوهر جون بوديم و اوناهم تازه از راه رسيده بودن(كلي سوغاتي گرفتم ) بخاطر همين تا ساعت ۳ بيدار بوديم بعد هم ساعت ۳۰/۵ رفته بوديم فرودگاه حسابي خواب داشتيم .

بعد از ظهر هم كه رفتيم پرسيديم كجا ديدني داره ؟چند جا گفتن كه همشون مثل پلاژ و كنار ساحل بود. شب اول رفتيم سينما دريا و زيتون كه مثل يه پارك كوچولو كنار ساحل بودن بدون هيچ گونه امكانات رفاهي فقط چايي داشتن اما خوب من كه عاشق صداي موج هستم خيلي خوشم اومد و بادي كه مي وزيد خيلي هوا رو خوب كرده بود

يكي دو تا هم تاپ و بلوز خريدم براي سوغاتي با چند تا كفش براي مامانهامون به عنوان سوغاتي و خلاصه همه سوغاتي ها رو از همون پاساژ ستاره خريداري كرديم شام هم كه هتل خورديم و بعد از مقداري عشقولانه در كردن خوابيديم

پنجشنبه هم صبح ساعت ۸ با اتوبوس دريايي رفتيم به سمت بندرعباس ۲۰ دقيقه تو راه بوديم و خيلي مزه داد

خلاصه بندرعباس كه رسيديم شلوغي و گرما بيداد ميكرد و راستش من زياد خوشم نيومد چون خيلي كثيف بود و هيچ جاي ديدني نداشت يه بازار قديمي داشت كه همه جنساي بنجول يه پاساژ سيتي سنتر هم داشت كه شيك بود و قيمتهاش حتي ميشه گفت ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ از تهران گرونتر بود اونجا هم پاساژ ستاره داشت بعد توي نقشش يه عكس ديديم نوشته بود معبد هندوها كه قبلا شيلا جون هم بهم گفته بود گفتيم اي ول بريم ببينيم با اجازتون در دست تعمير بود و فقط تونستم از بيرون ازش عكس بگيرم

بخاطر اين معبد من و شوهر جون كلي خنديديم چون دوبار از جلوش رد شده بوديم اما اصلا جلب توجه نكرده بود و باكلي ذوق و شوق به يه راننده گفتيم برو معبد هندوها فكر كرديم الان با يه فضاي خيلي بزرگ خارج از شهر مواجه مي شيم اما دقيقا بين دو تا پاساژ ها بود .در كل من از يه بندربين المللي توقع بيشتري داشتم و زياد ازش خوشم نيومد البته شايد وقت ماهم كم بود نميدونم نهار هم رستوران بوف خورديم و دوباره سوار اتوبوس دريايي شديم و رفتيم به سمت قشم من از سفر دريايي خيلي خوشم مياد و روي دريا خيلي لذت بردم .

راستي از بندرعباس چهار جفت كفش بچه خريدم آخه خيلي قيمتاش خوب بود و خوشگل كلي با شوهر جون كيف كرديم

خلاصه بعد از يه استراحت كوتاه در هتل يه ماشين گرفتيم گفتيم ما رو ببر قلعه پرتغاليها كه متاسفانه به علت زلزله به جز تلي خاك چيزي از اين قلعه باقي نمونده بود بعدهم سري به بازار قديم زديم در قشم كه اونجا هم چيز خاصي نداشت فقط يه مقداري اسباب بازيهاش نسبت به تهران ارزون تر بود شب هم رفتيم پلاژ سيمين كه خيلي تعريفش رو ميكردن كه اونجابد نبود اما نه اونقدري كه تعريف ميكردن من تمام مدت به اين فكر ميكردم كه اين جووناي قشم بيچاره ها چيكار مي كنن نه تفريحي نه كاري نه امكانات خاصي وقتي ادم اونجا رو با دبي مقايسه ميكنه مي بينه اگر يه دولت بخواد چطوري ميتونه از هر نوع آب و هوايي يه بهشت بسازه ولي واقعا جاي تاسف داره

بعد از پلاژ سيمين كه توش كلي قدم زديم و من پايم رو درون آب خليج هميشگي فارس زدم و با شوهر جون تاب سواري كرديم برگشتيم داخل شهر و به موزه حيات وحش رفتيم كه خيلي جالب بود و كلي عكس انداختيم مثل ديوونه ها فقط من و شوهر جون بوديم و مسخره بازي دراورديم

جمعه هم از صبح زديم بيرون رفتيم درگهان كه مي گفتن قيمت جنساشون ارزونه كه البته بود اما همه چي رو جيني مي فروختن به جز يه پاساژي كه تك فروشي هم داشت

قيمت كفشهاشون خيلي خوب بود درسته كه چيني بود ولي قشنگ بودن فقط مشكلش اين بود كه همشون ورني بود هم كيفها هم كفشها ميدونم كه مدشده اما من يه جفت كيف و كفش ورني دارم ديگه دوست نداشتم باز هم ورني بخرم اما با همه اين احوال يه كفش كه خيلي چشمم رو گرفته بود خريدم شوهر جون عزيز دلم فقط يه شلوار براي محل كارش گرفت با يه پيراهن به اصرار من آخه واقعا جنساشون جالب نبود ولي توي فرودگاه كه برمي گشتيم خانمهايي كه ميومدن نميدونيد چقدر بار داشتن من خيلي دوست داشتم ببينم چي آوردن البته خيلي از خانمها ميومدن براي تجارت و كار و همه چي رو جيني مي خريدن كه مطمئنا براشون فايده داره ديگه بالاخره هر كسي بايد يه جوري زندگيش رو بچرخونه و چه بهتر كه از راه حلال باشه .

بعد از درگهان اومديم هتل وسايلمون رو گذاشتيم و رفتيم تا براي پدرشوهر جون هم يه سوغاتي بخريم بعد هم نهار خورديم تا ساعت ۳ كه راننده اي كه مسئول ترانسفرمون بود رو بهش گفته بوديم زود بياد تا سرراه چند جا رو ببينيم اول رفتيم غار خربس خيلي جالب و قشنگ بود و بعد از اون رفتيم ساحل بندرهنگام كه اونجا هم خيلي زيبا بود و از همه قشنگتر و بهتر كه واقعا ميشه گفت كل سفرمون يه طرف اون چند ساعت توي جنگلهاي حرا يه طرف مثل بهشت بود من كه از ديدنش سير نمي شدم واقعا جالب بود

جنگل حرا قسمتي بود كه پراز درختهاي حرا بود كه صبح پراز آب ميشد و به صورت قسمتي از خليج در مي اومد و از ساعت ۵ و۶ عصر رو به خشكي ميرفت و به صورت لجن ميشد اين درختهاي حرا خاصيت اين رو داشتن كه آب شور خليج رو تصفيه كنند به صورت آب شيرين ازش تغذيه كنن و گلهاي خيلي خوشبويي داشتن كه زنبور عسل ازش عسل ميسازه و عسلش كيليويي ۸۰ تا ۹۰ هزار تومن به فروش ميره نميدونيد چه دنياي بود صداي موج دريا همراه با صداي مرغان دريايي محشر بود من كه واقعا به سختي ازش دل كندم و همش توي ذهنم اونجا رو تصور ميكردم عكساش رو براتون ميزارم اما يه هزارم زيبايي اونجا رو نشون نميده

بعد هم كه پروازمون نيم ساعت تاخير داشت و بالاخره پرواز كرديم ظاهرا هواپيما مشكل داشت چون دو دفعه وضعيت اضطراري اعلام كردند و گفتن كمربندهاتون رو ببنديد اما خدا رحم كرد و ما پامون به زمين سفت رسيد نزديك بود كه بي روشنك بشيدا شب هم تا ساعت ۳۰/۱ بيدار بودم و كارام رو كردم و صبح شنبه مثل جنازه اومدم سركار

در كل بخوام از اين سفر بگم خوب بود اون چيزي كه من توقع داشتم نبود نه قشم نه بندرعباس اما براي يكبار ديدن بد نبود و كلا من و شوهر جون با خودمون حال ميكنيم و شرايط رو براي خودمون سخت نمي كنيم و توي سفر از هيچ چيزي ايراد نميگيريم اينجوري هميشه بهمون خوش ميگذره

شوهر جون عزيزم خيلي زحمت كشيد و توي خرج افتاد و من رو مثل هميشه شرمنده خودش كرد اميدوارم هميشه تنش سالم باشه و لبخند روي لبهاي قشنگش دائمي باشه اين سفر هم به يكي ديگه از بهترين خاطرات زندگي ما تبديل شد كه مطمئنا سالها بعد با ديدن عكساش حسرتش رو ميخوريم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *